پیش بینی کردن، انتظار داشتن

پیش بینی کردن، انتظار داشتن

Anticipate
/æntˈɪsəpˌeɪt/
Verb
پیش بینی کردن، انتظار داشتن

I anticipate a pleasant trip
سفر خوشی را پیش بینی میکنم.

anticipating her request, I prepared the tea in advance
خواسته ی او را پیش بینی نموده و چای را از پیش آماده کردم.



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *